تبليغاتX
ديوار مفت
ديوار مفت
ديوار مفت، ذغال خوب، رفيق بد
چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387
زحمت بيهوده ...  

صداقت داشتن ساده‌ترين کار دنيا نباشد،‌ خيلي دم دستي است. از يک نگهبان صادق بگير تا يک مدير غير منعطف وبي عرضه. در مرحله‌اي بالاتر دقيقاً جايي که مي‌توان کلي آدم کاردان پيدا کرد که آيه و مکرو و مکرالله را در مورد خود صدق داده‌اند و براي قدرتمندي بيشتر مسلمين و خيلي چيزهاي اين‌طوري دفاع کرده‌اند. اما نه آن فجر کاذب و نه تاريکي بعدش. صداقت را بايد از اين‌ها فراتر دانست. رفتن به سمتي که واقعاً دنبال به قول اينها بيگ پيکچر عالم باشي و هي فيل خانه تاريک را به بيرون کيش کني. زماني که تمام تناقضها بي ارزش و حقير به نظرت ‌مي‌آيد. زماني که دلهره هيچ خبر بد يا خوبي تو را آشفته نمي‌کند. انگار براي تمام مساله‌هاي دنيا يا حداقل اکثريت آنها جواب داري. درست وقتي که از جنون زهد و بي مسئوليتي و بي تفاوتي رها باشي. عدل، همان موقع است که بايد مواظب بوده باشي و ريه‌هايت را براي اين ارتفاعات آماده شده باشند. خيلي‌ها شده که سر چوب پاره را سرخ کردند و بي هر دليل واهي و سراب گونه سفر را با فقط رفتن و رفتن و انباشتن اشتباه گرفته‌اند. به همين دليل مجبور به برگشت شده‌اند. آن هم جايي که اصلاً فکرش را نمي‌کرده‌اند.