تبليغاتX
ديوار مفت
ديوار مفت
ديوار مفت، ذغال خوب، رفيق بد
سه شنبه پانزدهم بهمن 1387
طفلکي ...  

  سر در بساط چون تو يار خوش قدي/ بيش از همه کرامت دلدار ديگريست

دير است بازي و وقت نشاط نيست/ پايين معرکه هم انگارآشوب ديگريست

سوزد رمق زمن ايده‌پروري/ کاهد زمان چو اوهم پير ديگريست

از اين هواي پر زتعارف دلم گرفت/مارا حديث وفات هم آرزوي ديگريست

زين پس بسي خوش است کفن و دفن/ ديگر صدا زميانه، سرکوب ديگريست

عمرم مدام رفت به اين نمايش تنبيه و طفل/ بارم کج و مقصد دراز و توطئه از نام ديگريست

چشم عزيز و دم تبدار توست/ الا همين سخن که با فرد ديگريست

پايان گرفت جام جهان نوش تلخ‌وار/ جايم کجاست؟ به گمانم جاي ديگريست

اين حسن و آن صنم و بوي وصل يار/دلقي و پوستين گرگ بهر ميش ديگريست

فترت نماي و دست بريارگير/ کين آقتاب اول زمستان ديگريست

رخصت رفيق پهن دنده و  افسون نگارما/ اين سخت جاني از تو حتم، خواب ديگريست