2- يکي از مکانيزمهاي حيوانات در مقابل نيروي ناشناخته و به ظاهر خطرناک خود را به مردن زدن است. اين مکانيزم براي ما انسانها نيز صدق ميکند. قسمت زيادي از اين بي تفاوتيهاي ملت از اين مساله نشات ميگيرد که در مفابل خيلي از عوامل بياختيار به اين دست ميزنند. ميشوند مردههاي متحرکي که نميدانند راههاي بهتري براي دفع خطر هم ممکن است وجود داشته باشد. اينطوري ميشوند صبور و با کمي فلفل و نمک اضافي، هميشه درصحنه و هوشيار. درست زماني که حرکاتي از روي ناهوشياري انجام ميدهند. بدترين چيزي که در اين مورد ممکن است براي بعضي شبهه وطن دوستي ايجاد کند،دقيق وقتي که فکر ميکني مواظب هستند تا در مواقع لازم حتي از جان خودشان بگذرند، وقت دررفتنشان ميرسد.
3- زندگي خيلي هيجان انگيزتراز اينه که براي مسايل بي اهميت پاي خودت رو قلم کني و نتوني راهي بشي تا رازهاي دنيا رو کشف کني. مثل يه پرنده که صبح روي برف هاي سرد بيدار ميشه. آفتاب توي صورتش که ميخوره تازه يادش ميآد که شب سردي رو گذرونده و بههر صورت امروز روز ديگه اي.
