تو اي مرد جوان استخواني
جناب مستطاب لنكراني
چرا عاقل پشيمان گشته از كار
مواجب قطع شد در پيش و پس كار
نه هر كو داستان رفته باطل
گرفته ره پدافند غير عامل
درين دشت ويروس و پر باكتري
نمودند ياران بي ادعا، دكتري
يكي تيغ بر مغز و ديگر بر استخوان
چو ديگر دل و كار ديگر درون دهان
گروهي به بيني نمودند روي
بسي هم به چين وشكن كار جوي
چو جمعي پي مشتري بي ذغال
به کار دغل گشته با روبهان باز کار
نمودند اين خلق را مشتري
براي همين، ساليان بستري
ادامه دارد...
پ.ن :
شب يلداي پارسال، که نميدونم چرا زود آمده بود. به هر حال گرفتار سه نقطه هستيم هنوز.
قربونت برم آقا که با اين وضع نفت و نتيجهاش پروژهها، خودت داري يه جوري درستش ميکني. آقا من که ميدونم با اينايي. پس منم بي درد سر به اينا راي ميدم. تا اوضاع همين طوري گل و بلبل پيش بره.
